باراد

صفحه ی نخست | آرشيو | پست الکترونیک | خروجی وبلاگ

ارکستر بزرگ سی ساز به همراه گروه کر

ارکستر سنفونیک سی ساز، در مرکز همایشهای برج میلاد به رهبری پوریا نظری نسب «شب خاطره‌ها» را خلق می‌کند. شعیب شهابی؛ یکی از خوانندگان این ارکستر در گفت‌و‌گو با موسیقی ما ضمن اعلام این خبر گفت: کنسرت «شب خاطره‌ها» به رهبری پوریا نظری نسب در روز جمعه ۲۶ اردی بهشت ماه برگزار خواهد شد. این کنسرت در دوسئانس برگزار می‌شود و شامل دوبخش خواهد بود.
با حضور من (باراد صفائی) در گروه کر نوجوانان، از شما دعوت می کنم به این کنسرت بیائید.



تهیه بلیط اینترنتی www.iranconcert.com


برچسب‌ها: ارکستر بزرگ سی ساز به همراه گروه کر
ادامه مطلب
نوشته شده توسط BARAD در شنبه 20 اردیبهشت1393 ساعت 10:27 | لینک ثابت |

بهترین روزم


نوشته شده توسط BARAD در چهارشنبه 20 فروردین1393 ساعت 12:56 | لینک ثابت |

فو تبال

من تیمم رئال رادوست دارم
نوشته شده توسط BARAD در پنجشنبه 12 دی1392 ساعت 8:58 | لینک ثابت |

بخند وبه دیگران بگو

معلم:((آخرین دندانی که درمی آیدچه دندانی است؟))

شاگرد:((اجازه آقا!دندان مصنو عی است!))


نوشته شده توسط BARAD در سه شنبه 3 دی1392 ساعت 15:41 | لینک ثابت |

جواب بده؟

بچه ها شما تا به حال کتاب خواندید؟

بچه ها تابه حال به مسجد رفتید؟

 


نوشته شده توسط BARAD در دوشنبه 2 دی1392 ساعت 21:0 | لینک ثابت |

گوسفندان

سوال کتاب درسی: درباره تصویر روبرو سه جمله از زبان گوسفندان بنویسید؟

باراد: چوپان جونم کمکم کن!!!
کاشکی این همه بارون نمی اومد؟!
عجب چوپان بدی است!!؟؟


برچسب‌ها: گوسفندان, بارارد
نوشته شده توسط BARAD در دوشنبه 18 آذر1392 ساعت 23:1 | لینک ثابت |

اگر دو بال داشتی

سوال کتاب درسی: اگر دو بال داشتی چه می کردی؟

باراد: من اگر بال داشتم، ماجراجویی می کردم.
من اگر بال داشتم در بالای رودخانه ها و دریاها پرواز می کردم.


برچسب‌ها: دو بال, باراد
نوشته شده توسط BARAD در دوشنبه 18 آذر1392 ساعت 22:53 | لینک ثابت |

کمک به دیگران

سوال کتاب درسی: چرا باید به دیگران کمک کنیم؟

باراد: من به دیگران کمک می کنم به خاطر اینکه برای ما دعا می کند. شما به دیگران کمک می کنید؟
«پس کمک کردن به دیگران خوب است»


برچسب‌ها: کمک, کمک کردن به دیگران, باراد
نوشته شده توسط BARAD در دوشنبه 18 آذر1392 ساعت 22:45 | لینک ثابت |

ماست

سوال کتاب درسی: ادامه داستان زیر را به دلخواه بنویسید؟
یک روز سعید و امیر به مغازه ای رفتند و یک ظرف ماست خریدند، وقتی به خانه بر می گشتند ناگهان ظرف ماست از دست امیر افتاد و همه ماست روی زمین ریخت...

باراد: سعید و امیر رفتند تا یک ظرف ماست دیگر بخرند و وقتی به خانه برگشتند این داستان را برای مادر گفتند.


نوشته شده توسط BARAD در دوشنبه 18 آذر1392 ساعت 22:42 | لینک ثابت |

کفشهای بالدار باراد

سوال کتاب درسی: راستی اگر کفش هایت بال داشتند چه اتفاق می افتاد؟

باراد: من اگر بال داشتن، بالای برج میلاد می رفتم.
من اگر بال داشتم می رفتم تا منظره زیبای تهران را از بالا ببینم.
کفشهایم بال داشتند، می رفتم به کشورهای دیگر...
من اگر کفشهایم بال داشتند می رفتم تا دریای آرام را از نزدیک ببینم..


برچسب‌ها: کفشهای بالدار, باراد, برج میلاد
نوشته شده توسط BARAD در دوشنبه 18 آذر1392 ساعت 22:39 | لینک ثابت |